محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
440
مخزن الأدوية ( ط . ج )
بدل آن : در همه افعال روغن ايرسا و در غير اسهال روغن نرگس است . زنبور به ضم زا و سكون نون و ضم باى موحده و سكون واو و راى مهمله جمع آن زنابير آمده به هندى بهر و در بنگاله برله نامند . ماهيت آن : از جمله حشرات الارض است و انواع مىباشد مراد از آن بزرگ سرخ رنگ آنست و در اكثر صفات مانند نحل است كه مگس عسل باشد و گويند چون ايام زمستان آيد داخل خانه خود شود و بيرون نيايد تا هنگامى كه هوا به اعتدال آيد و مگس را صيد مىنمايد و چون كسى متعرض خانه او گردد همه زنبوران متعرض اذيت او گردند و بگزند او را و بىتعرض نيز مردم را مىگزند ليكن كمتر و آن عضو ورم و سوزش و خارش مىكند و چون روغن بر زنبور ريزند بىحس گردد مانند مرده و بميرد و چون بر وى سركه پاشند باز به حركت آيد و چون روغن چراغ بر آن ريزند بميرد و گويند نر آن را يك نيش قوى زهردار است و ماده آن را دو نيش ضعيف كم زهر و در ايام زمستان نيش آن مىافتد و يا سميت آن كم مىگردد و ماده خانه آن معلوم نيست كه از چه جنس است و نوع سرخ آن را سميت از ساير انواع بيشتر . طبيعت آن : بسيار گرم و خشك . افعال و خواص آن : طلاى آن با عسل و نمك جهت رفع برص و اورام رخوه بارده و گزيدن آن صاحبان امراض بارده مزمنه عصبانيه را مانند فالج و امثال آن بغايت نافع و گويند چون بچههاى آن را خشك نموده ساييده يك درم آن را با فالوده بخورند موجب فربهى بدن است و زنبور سياه مايل به زرقت را چون در روغن زيتون طبخ نمايند جهت برص و بهق و رفع آثار غايره نافع و چون زنبور كسى را بگزد و در عضو ملسوع درد و سوزش و خارش و سرخى و ورم به هم رسد از انواع ضعيفه آن كمتر و قويه زياده مداواى آن مكيدن موضع لسع است از دهان و به قوّت و يا به سر سوزن و يا غير آن اندك شكافته و به قوّت مكيدن پس ماليدن خاك با سركه و كافور و طحلب با سركه و يا گل ارمنى با سركه و به دستور گل رست با آب غوره و يا جدوار با سركه و ضماد سرگين گاو تازه و ضماد خبازى و بقله رجله و عنب الثعلب و گذاشتن خرقه تر كرده با آب برف و يخ بر آن و تبديل نمودن و گذاشتن در آب بسيار گرم و بلافاصله در آب بسيار سرد مسكن وجع آنست و ماليدن نوره و بادروج و خوردن ربوب قابضه و بزرقطونا و سكنجبين حامض و ماء الرمان حامض و خيار و هندبا و كاهو و گشنيز خشك با آب سرد و شكر و فصد نمايند اگر احتياج به فصد باشد و ماليدن مگس ساييده بر آن و ضماد برگ كچو كه در هند اورى نامند و با روغن گاو داغ كرده و يا روغن با پياز داغ كرده و زنبور عسل نحل است در حرف نون مع الحاء ان شاء الله تعالى خواهد آمد . فصل الزاء المعجمه مع الواو زوان به فتح زا و واو و الف و نون . ماهيت آن : اكثرى آن را شيلم دانستهاند و يوسف بغدادى گفته كه آن غلط است بلكه آن غير آنست و دانهايست مايل به سياهى و اندك سبزى مانند ماش و كوچك طولانى و سر آن باريك و در غلافى منحنى مانند غلاف شمشير و طعم آن تلخ و با حدت و كراهيت به حدى كه نفوذ مىكند در سطح ذايقه زبان و مسكر شديد و موحش بدون تفريح و قسمى دانه آن پهن مىباشد و قسمى زرد طولانى و اين هر دو ردىتر از اول است . طبيعت آن : در اوايل سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : با قوّت سميت و جاذبه ضماد آن جهت بيرون آوردن پيكان و امثال آن از بدن بغايت مؤثر و طلاى آن جهت رويانيدن موى داء الثعلب و تحليل اورام و كماد آن جهت درد سر بارد نافع و چون داخل نبيذ كنند قوّت آن را قوى گرداند و سكر بسيار آورد و چون مسكر و مضر دماغ و عقل و مقعده است و سبات بسيار مىآورد اولى اجتناب از خوردن آنست مصلح آن قى كردن به روغن گاو و ماليدن اطراف سفلى بدن و ربوب حامضه خوردن و بوييدن گلها و خوشبويىهاى بارد مقوى دماغ است . زوفاى يابس به ضم زاى و سكون واو و فتح فا و الف . ماهيت آن : گياهى است مفروش بر روى زمين برگ آن شبيه به صعتر بستانى و مرزنجوش و با عطريت و شاخهاى آن پر گره و بر هر گرهى گلى مايل به زردى و بىتخم و تلخ مزه و نوشتهاند كه برگ آن مانند برگ حنا است و بهترين آن آنست كه از جانب بيت المقدس آورند و آن را زوفاى مصرى نامند . طبيعت : بستانى آن در دويّم گرم و در آخر آن خشك و كوهى آن قوىتر از بستانى . افعال و خواص آن : ملطف و مسهل بلغم و مخرج رياح غليظه و كرم معده و خون جامد و محلل اورام و جهت فالج و سرفه مزمن و ربو و ورم شش و نزله و عسر نفس و درد سينه و پهلو و زانو و معده و جگر و قولنج و سحج امعا و گزيدن جانوران سمى و داء الثعلب و داء الحيه و بخار آن جهت تحليل رياح گوش و